واقعیتش موضوعات و مسائلی هست که مشغول تهیه چندین مطلب هستم که بسیار هم مفصل هست.امیدوارم زودتر تموم شه چون واقعا نفس گیره
اما مطلب اینبار باز یک اشاره های ظریف و بدیعی هست که در تکنوازی اسداله ملک ما بخوبی مشاهده میکنیم که کمتر هنرمندان دیگر اشاره کردند
*قطعه ای در مخالف سه گاه برای شما آماده کردم.یکی از قطعات بسیار زیبا و گوش نوازی هست که مرحوم استاد ملک نواختند ضمن اینکه در این قطعه رابطه مخالف سه گاه و دستگاه اصفهان رو بخوبی شما مشاهده میکنید که در گام مخالف سه گاه به راحتی میتوان به اصفهان رفت و باز خیلی زیبا و بجا به مخالف سه گاه برگشت.
حالا برخی از هنرمندان متجدد ما دوست دارند خودنمایی کنند و بگویند ما مدولاسیون بلدیم اجرا کنیم و هیچکس در تاریخ مدولاسیون بلد نیست غیر از ما.بله!
انسانی که با سواد در موسیقی باشد و گام رو بخوبی بشناسه و از همه مهمتر احساس مایه های ایرانی رو بخوبی بشناسه خیلی بطور اتوماتیک مدولاسیون انجام میدهد و اصلا مدولاسیون مایه تفاخر نیست و اصلا علمی در موسیقی ایرانی محسوب نمیشود.

بهرحال این قطعه از استاد ملک رو من به این دلیل گذاشتم که فقط رابطه مایه مخالف سه گاه و اصفهان رو یادآوری کنم وگرنه قصد دیگر نیست.
*توضیح دیگر آنکه به اوج هر دستگاه میگویند مخالف و بطور خیلی مرسوم به اوج دستگاه سه گاه میگویند مخالف سه گاه.مقام بالاتر از مخالف سه گاه مغلوب میباشد که دیگر آخرین مقام اوج دستگاه سه گاه هست که در گام اصفهان میباشد و از این رو مغلوب مرز بین اصفهان و سه گاه است.اگر مغلوب را ادامه بدهیم و به مقامهای بالاتر برویم به مایه اصفهان میرسیم که نهایتا بطور مقامی هم میتوان همینطور بالا رفت.از این رو در این قطعه ما گریز از خود مخالف سه گاه به اصفهان را مشاهده میکنیم و دلیل و تطابق و اینکه چگونه مایه مخالف به اصفهان عوض میشود و ازچه مقامی دقیقا عوض میشود هم عرض شد.
توضیح آنکه در این قطعه اسداله ملک در دقایق ۷:۴۲ تا دقیقه۸:۳۲ در مقام اصفهان گردش میکند و به مخالف فرود می آید
یادبود دیگر وبلاگ اسداله ملک به انوشیروان روحانی و خانم هنرمندی تعلق دارد که آثار زیبایی در تصنیف و ترانه به جای گذاشته است.طبق مطلبی که در گذشته نوشته بودم از ۷ خانم هنرمند که از سرشناس ترین بانوان هنر ایران هستند و همچنین با جلوه ای زنانه و ظرافت زنانه در ارائه هنر خود ایفای نقش کردند پاسداری میشود.
خانم یاسمین.هنرمند طراز اول موسیقی ایران.در اون زمان خانم یاسمین رو هم پای الهه میدانستند.از جهت طراوت ترانه خوانی.از جهت نرمی صدا و همچنین از جهت نزدیکی سبک و جنس صدا.
بی شک تعداد آثار بجای مانده از یاسمین در قیاس با خانم الهه کمتر میباشد.اما همین آثار بجای مانده آنطور که مینماید از رنگها و نغمه های گوناگون و متنوعی حاکی است که شخصیت هنری خانم یاسمین را در موسیقی ملی نقش میزند.اهمیت آثار او و در پشت پرده آهنگسازان خوش ذوقی چون بزرگ لشگری و انوشیروان روحانی.

همانطور که در مطالب پیشین گفته شده بود خانم یاسمین در سبک ترانه خوانی از همان شیوه ترانه خوانی و آهنگسازی آقایان لشگری پیروی میکرد که شیوه ای کاملا فراگیر،لطیف و پخته ای بود که فن ترانه خوانی در هنر موسیقی ایران رو تکمیل کرد و خوانندگان بسیاری از این متد پرورش یافتند و مشهور شدند و در نهایت آثار فاخری ارائه دادند. آنچه که همیشه مرسوم بود تصنیف رو با ارکستر انجام میدادند که خانم مرضیه در این هنر بسیار برجسته است اما ارائه ترانه و نغمگی کردن آن با ارکستر ملی سبک نوینی بود که با ظهور شاعرانی چون رهی معیری و بخصوص بیژن ترقی موجب شد که البته ارائه ترانه ارکسترال هم در سبک آهنگسازی تجویدی و یاحقی پدیدار شد ولی جلوه ای کاملا زیبا در متد لشگری و خرم بود که سبکی لطیفی بود و راه دست اکثر آهنگسازان.به این معنی که سبک و سیاق مشخصی داشت و هر ترانه ای رو در این قالب میشد پیاده کرد.مانند ترانه آوای تنهایی از الهه که چون شعر و حالت آن نغمگی است ترانه میباشد اما ارکسترال بودن آن و فن بیان آن بی شباهت به خواندن تصنیف نیست.
*ترانه ای کمیاب از یاسمین و همکاری انوشیروان روحانی رو به شما تقدیم میکنم این ترانه از ساخته های آقای بزرگ لشگری هست و این قطعه رو با کیفیت بسیار خوب و کامل به شما تقدیم میکنم

ترانه زیبای اگر پر بگیرم خانم یاسمین ساخته آقای لشگری بهمراهی پیانوی انوشیروان روحانی
*ترانه دیگری که البته بسیار معروف هم هست از خانم یاسمین و همراهی پیانوی استاد روحانی و ارکستر مجلل ملی به شما تقدیم میکنم.ترانه چه رویایی معروف به شهزاده رویاها.در این یادبودها وسعت آثار بینظیر انوشیروان روحانی نمودار است
ترانه چه رویایی با همکاری یاسمین و انوشیروان روحانی
*اما ترانه بسیار شادی رو که برای اثبات آنچه که در مطلب بالا نوشتم معرفی میکنم ترانه ای از اشعار بیژن ترقی که ارکستر این ترانه بسیار شاد رو همراهی میکند.نوع آهنگسازی این قطعه طوریست که همراهی خواننده با ساز سولو مثل سنتور و یا ویولن و تنبک بسیار زیباست اما ارکستری بودن این ترانه در زیبایی باز هم خالی از لطف نیست.
ترانه گل نازنازکم با همراهی ارکستر ملی و خانم یاسمین
*ترانه دیگری از یاسمین با پیانوی طنین انداز انوشیروان روحانی و همراهی ارکستر به شما تقدیم میکنم.دوستان توجه داشته باشند همانطور که شما در این وبلاگ مشاهده میکنید نقش ساز پیانو در ارکستر ملی چقدر بوده و باز تاکید میکنم ساز اول ارکستر پیانو و ویولن میباشد که در صورت نبود یکی از این دوساز، ارکستر نقص عمده ای خواهد داشت.دوستان در این ترانه توجه به سازهای بادی داشته باشند.سازهایی چون فلوت و قره نی و ابوا اصلی ترین سازهای بادی ارکستر ملی میباشند.درس ارکستراسیون یکی از مباحث اصلی موسیقی ملی هست که که بنابر اقتضای ارکستر و تنظیمات صدا دهی از زیر صدا ها و روصداها و از زیر و بمها این سازها در ارکستراسیون موسیقی تنظیم میشوند.
ترانه سحر نیامد با همکاری انوشیروان روحانی و یاسمین
نکته آخر اینکه از من خواستند سازهایی که در ارکستر ملی بکار میروند رو بازگو کنم.که در ابتدا باید بگم سازهایی که نام برده میشوند بنابر اقتضای ارکستر درکنار یکدیگر چیده میشوند اما خارج از این نیست.
سازهای ارکستر رسمی ملی ایران:
بنابر همت و بنا نهادن ارکستر ملی استاد روح اله خالقی::
تکنواز پیانو.تکنواز ویولن.گروه ویولنیستها.تار.سنتور.قانون.قره نی.عود که جز اصلی ترین سازهای زیرصدایی میباشد و این ساز قویتر از گیتار باس هست علاوه بر اینکه بمتر از گیتار باس هست بلکه قدرت اجرای ملودی هم دارد!.فلوت.ابوا.آلتو.ویلنسل.کنترباس.تنبک.در ارکستراسیون سازها از باس تا سوپرانو دسته بندی میشوند و بکار میروند که در اونها بکارگیری از سازهای بادی که در ارکستر ملی جای درند بکار میرود که من به اسامی آنها همگی وارد نیستم اما قره نی که عرض کردم یک ساز اصلی بادی هست از سه نوع باس.تنور و سوپرانو میباشد که تنور این ساز قابلیت برای اجری ملودی به عنوان تکنواز ارکستر دارد.
سه تار،کمانچه فاقد جایگاه در ارکستر ملی هستند بدلیل اینکه فاقد صدا دهی در انواع تنظیمات ارکستری هست.و در اصول ساز شناسی و فیزیک ساز این دو ساز مشکل اساسی دارند! نی ساز ارکسترملی نمیباشد!سازهای محلی چون قیچک و دف و رباب و دهل هرگز در ارکستر ملی جای ندارند
بنابر اقتضا ارکستر میتواند تکنواز نی و یا کمانچه داشته باشد.
لازم به تذکر نیز هست که سازهایی مثل نی و سه تار در همنوازیها و یا ارکسترهای غیر رسمی بنا بر سلیقه رهبر ارکستر و یا آهنگساز بکار میروند و هیچ ممانعتی هم در بکار گیری در انواع ارکسترها نیست.ارکستر مضرابی داریم.ارکستر زهی داریم و ارکستر کوبه ای هم داریم که اینها در هنر ارکستراسیون تعریف میشوند و به ارکستر رسمی موسیقی ملی و رادیو مربوط نیست.باز هم تلفیق از این دو میشود یعنی مثلا ارکستر بادی و مضرابی و یا...
شاد باشید*
خب ،وبلاگ اسداله ملک هست.بنام استادم اسداله ملک.باید بیشتر راجع به ملک صحبت کرد باید بیشتر درد و دل کرد.یادمه در یکی از پستهای گذشته همین وبلاگ احتمالا پست اول یا دومی که من درج کرده بودم خیلی کوتاه از خاطرات و محیط کلاس آموزش ردیف اسداله ملک نوشتم. از اون خاطرات نقشی فقط بر دل مونده.تمایل دارم امروز یک مقدار بیشتر این بحث رو گسترش بدم و بیشتر از قبل تاکید بر تواضع و کم گویی اسداله ملک داشته باشم و باز تاکید کنم که اسداله ملک هیچی در زندگی نداشت غیر از ویولن و یه اعصاب خراب.
بذارید از اینجا بحث رو شروع کنم. دوران طلایی اسداله ملک همون دوره قبل از انقلاب بود.دورانی بود که با خصلت مادی معنوی هنرمندان ما سازگاری داشت از چه نظر؟ از این نظر که هنرمند ما دوران فعال و شلوغی رو داشتند دورانی داشتند که شاید هرشب یک برنامه و یک اجرا و یک بزم و یک مصاحبه و... طوری که تمامی هنرمندان ما هرچقدر که از نظر مادی درآمد داشتند به هیچ عنوان احساس نگرانی آینده حداقل نداشتند و هرچی کسب میکردند به فوریت خرج میکردند و دم غنیمتی زندگی میکرند با اینکه همون دوره هم میشه گفت بیش از ۵۰٪ هنرمندان ما درآمد قابل توجهی نداشتند اما نگرانی برای فردا هم نداشتند.کار بود.شادی و صفا و یکدلی هم بود.اینطور بگم این خصلت تمامی هنرمندان ما بود که از نظر مادی هم لارژ بودند حتی اگر ندار بودند.خب اون دوران بطور عجیبی برگشت.اسداله ملک موند با یک دوره رکود طولانی.یک دوره انزوا از دوستان و هنرمندان.اسداله ملک باقی موند با اعصاب خراب و غصه های کمر شکن.اسداله ملک یه برادر داشت در آمریکا که خب خیلی بهش کمک میکرد و بهرحال پشت برادرش رو خالی نمیکرد و حسین ملک هم به همون درد مبتلا بود.
خب طبیعتا خصلت هنرمندان که با تغییرات دوران عوض نمیشه و همونطور روزمره زندگی میکردند و به همون روز کفایت میکردند از لحاظ مادی اما نبود درآمد و مسائل روحی دیگه خیلی فشار بدی میاورد.زندگی خیلی از هنرمندان از هم پاشیده شد.دیگه چیزی در زندگی نداشتند.خیلی به ندرت انسانهایی مثل اکبر گلپایگانی و پرویز یاحقی و همایون خرم و فریدون حافظی پیدا میشد که زندگی خودشون رو از پایه خوب و محکم ساختند و اقتصادی تر فکر کردند.هنرمندی مثل ملک چون واقعا مادیات در وجودش نبود و اصلا اهمیتی مادیات براش نداشت و یا محمودی خوانساری با نگرش دیگری زندگی میکردند ولی تحول جامعه باعث شد زیر فشار قرار بگیرند.قناعت رو من از اسداله ملک یاد گرفتم.اصلا حرصی در وجود این مرد نبود.من چون از لحاظ مادی و خانوادگی خیلی محکم و قرص بودم و خانواده من از خویشان فرخ رو پارسا وزیر آموزش و پرورش اون دوران بود هرگز انزوای یک هنرمند در جامعه رو نمیتونستم ببینم و تحمل کنم و محیطی که من بودم مرضیه بود و هنرمندانی که همیشه در خوشی و شادی بودند و هنرمندان ما با افراد درجه ۱ مملکت رفت و آمد میکردند و شخصیتی داشتند.۳ سال پیش یادمه زمانیکه به علت های متفاوت دچار کم درآمدی شده بودم تصمیم گرفتم در هتلهای معروف تهران مثل هتل هیلتون و شرایتون و هتل هایت که الان اسمش آزادی هست برنامه بذارم و نوازنده رسمی لابی هتل باشم.دیدم تنها راهش همینه هم محیط فرهنگیه و هم میتونم یه مدت درآمدی داشته باشم.روزهای خوبی نبود.هتلها من رو راه نمیدادند با اینکه هم عضو خانه موسیقی بودم و هم وزارت ارشاد که قبلا فرهنگ و هنر بود( که الان نه فرهنگ و نه هنر و بدرستی ارشاد! هست) سابقه قبلا داشتم ولی زمانیکه به هتلها و رستورانها مراجعه میکردم به من گفتند که میشه اجرا داشته باشی اما ساز ویولن ممنوع هست و وزارت ارشاد بطور کل اجازه چنین کاری به ما نمیده.همشون همینو گفتند.تازه اون موقع به خودم اومدم و دیدم که وقتی میگن نوازنده ارشد ارکستر و نوازنده ساز اول موسیقی ایران منزوی میشه یعنی چی! یعنی باید استاد ملک هم اگر جای من بود خیلی راحت تحقیر و توهینش میکردند.به هنرمندی که رادیو تلویزیون یه زمانی زیر دست اون میچرخید و ایران میشناختش و با هنرمندان اول مملکت آهنگسازی و نوازندگی داشته و منوهین ازش نام برده حالا به چه روزی باید بیفته! اینطوری؟ بهرحال باز من هرگز جای اسداله ملک نبودم.چون خونه و زندگیمو داشتم و خیلی تامین بودم فقط درآمد ماهیانه نداشتم.هیچ جا من رو راه ندادند و گفتن این ساز ممنوع و حرامه.یاد اولین باری که خمینی در رادیو اعلام کرد که ویولن حرامست میفتم.نقل و قولی هست از آقای لشگری و ایشون میگفتند که شبی بود که ما هنرمندان ویولنیست اعم از پرویز یاحقی و همایون خرم و مهدی و خالدی و ملک و تجویدی و... همگی جمع شده بودیم ناگاه شنیدیم که خمینی اعلام کرده برای اولین بار ویولن حرامست! نه موسیقی! اولین بار گفتند ویولن حرامست.که پرویز یاحقی به فوریت در اون مجلس گفت خب چرا گفتند ویولن حرامست خب میگفتند من یاحقی ویولن نزنم خب دیگه نمیزنم.چرا ساز رو حروم اعلام کرده! نهایتا هم که چه بلایی سر ویولنیستها اعم از خالدی و یاحقی و ملک و ... اومد و هنوز هم من باورم نمیشد که فقط ساز ویولن ممنوع باشه.با گذشت سه دهه.خیلی تحقیر شدم.یه زمانی درس میدادم و شاگرد داشتم.نوازنده جز هم نبودم.هم سواد موسیقی داشتم و هم شاگرد ملک بودم.بماند گذشته ها گذشت.
اما اسداله ملک
کنسرت ویدئویی اسداله ملک و بهرام حصیری و فضل اله توکل
اسداله ملک هرگز ازدواج نکرد مگر در ۵۰ سالگی.۱۰/۹ زندگی رو اسداله ملک به تنهایی سپری کرد.زمانیکه ۱۸ سالش بود عاشق دختری بنام لیلی شده بود که این عشق ناکام موند و قطعه گریه لیلی که بسیار دلسوخته و معروف هست اسداله ملک ساخت و یادمه فقط یکبار در این مورد سوال کرده بودم و استاد فقید میگفت وقتی که لیلی گریه میکنه همین صدایی رو میده که با ویولن میزنم.یعنی اینکه معتقد بود این طرز گریه کردن و صدای لیلی هست.
ویدئویی از مراسمی که به علت فوت اسداله ملک در حضور هنرمندان نامی چون تجویدی دلکش فرهنگ شریف همایون خرم نواب صفا و دیگر هنرمندان دیگر برگزار شد به شما تقدیم میکنم.در این قسمت مرحوم احمد قدکچیان پیشکسوت تئاتر و سینمادر حضور شاهرخ نادری و هنرمندان موسیقی از اسداله ملک تقدیر میکند
ویدئوی استاد قدکچیان در مراسم اسداله ملک
باری...
زمانی هم که اسداله ملک بهرحال موقعیت رو دید که دیگه باید همسر داشته باشه بهرحال خیلی دیر ازدواج کرد و از اون ازدواج هم تنها پسری از استاد ملک باقی موند به اسم ماهور.چون اسداله ملک دستگاه ماهور رو دوست داشت و ماهور رو با سرعت و تکنیک خاصی مینواخت.یکی دستگاه ماهور بود یکی افشاری.حتی سختترین قطعات ردیف اسداله ملک هم ماهور و افشاری هست.چون هم تحریر زیادی داره و هم گردش نتهای پیچیده و پر شور و هیجان.خب متاسفانه در نهایت هم زمانیکه پسرش ۱۰-۱۱ سال داشت اسداله ملک فوت کرد.خانمشون هم بسیار خانم محترمی بودند و هردو همدیگر رو دوست داشتند و با شرایط اسداله ملک میساخت.همیشه نوروز هرسال شاگردهای قدیمی و خوب اسداله ملک به خونش میرفتند و بهرحال سر میزدیم.خیابان پاسداران سروستان نهم بن بست اول پلاک ۱.شماره ۶ رقمی تلفن رو هم هنوز دارم۲۳۶۲۴۲.فکر میکنید خونه اسداله ملک چطور بود.هیچی یه ست مبل خیلی معمولی.یه پشتی.یه تلویزیون و رسیور ماهواره و یه فرش و یه تابلو پرتریت خود اسداله ملک که بالای یکی از اون کاناپه ها که مینشست بودعکس اسداله ملک رو همراه اون پرتریت در پایین به نمایش میگذارم. کلاس هم که قبلا گفته بودم دروازه دولت بود.یک تابلوی قدیمی داشت که الان دارم فکر میکنم چرا این تابلو رو بعد از فوتش برنداشتم به عنوان یادگاری.دو روز در هفته کلاس میرفتم.فقط ردیف خودش رو درس میداد.شنبه و چهارشنبه.از ساعت ۹ میومد کلاس تا ساعت ۴.هرروز هم کلاس نبود همون دو روزی که در هفته من میرفتم بود.بقیه روزها مشغول آهنگسازی و نت نویسی و مسائل دیگه زندگی بود.این کلاس هم اصلا نمیخواست بذاره.کارهای مهمتر دیگری داشت.همونطور که میدونید اسداله ملک یکی از هنرمندان بسیار فعال بعد از انقلاب بود.

شاگردان کلاس ملک به خوبی یادشون میاد چهارشنبه سوریهایی که همه جمع میشدیم در آموزشگاه که یه سالن خیلی بزرگ داشت و هرکس با ساز هرچی میخواست میزد و خیلی شاد و جالب بود.چون در روزهای کلاس آموزش هیچکس غیر از ردیف حق نداشت چیز دیگه بزنه و یا مطربی بزنه.خیلی ناراحت میشد و اگه وارد سالن میشد و میدید یکی داره چیز دیگه میزنه با همون نگاه نافذش طوری نگاه میکرد که طرف خودشو جمع میکرد.چون خیلی بچه ها حساب میبردند.دو تا اتاق داشت یکی مال حسین ملک بود که خودش نبود.یکی اتاق اسداله ملک بود و یه سالن که شاگردها۱۵ یا ۲۰ تا بودند در اون ساعت که من میرفتم به نوبت مینشستند تا نوبتشون بشه و کلاس هم نهایتا ۱۰ دقیقه بود برای هرکس.شاگرد زیاد داشت.در اتاق هم باز بود و هرکس هرچی میگفت و میزد در سالن به عنوان تمرین استاد میشنید خودش.خیلی انسان کم حرفی بود و از اینکه کسی تمرین نمیکرد خیلی درخودش ناراحت میشد و با نگاهش حساب طرف رو دستش میداد.میگفت تو برو بیرون وایستا ببینم فلانی بیاد تو.طرز صحبت کردنشم که مطمئنا خودتون شنیدید خیلی مردونه و خاکی و رک بود.
خب این خاطرات رو از این جهت گفتم که حس نزدیکی و علاقه خودم رو به شما هم منتقل کنم و شما هم با درک و بینش بهتر به موسیقی ملک و به هنر ملک گوش کنید.همه هنرمندا که من با خیلی ها صحبت کردم و نظر خواستم همه میگفتند در اخلاق و تواضع و انسانیت اسداله ملک حرف نداشت.نه طمع و نه حرص مادی هیچکدوم.خالص هم زندگی کرد.پاک هم زندگی کرد.فکر پاک.نگاه پاک.اخلاق پاک.موسیقی پاک

عکس بسیار زیبای پرویز یاحقی که در میان هنرمندان و در وسعت آثار هنری و استعداد هنری بینظیر بودند.از مجریان و گزارشگران خوب رادیو و بویژه اینکه مرحوم استاد یاحقی در زمینه خبرنگاری و نویسندگی در زمینه موسیقی و سیاست و تفسیر روز به مدت حدودا ۵ سال فعالیت حرفه ای داشتند.
خب برنامه شما و رادیو رو به شما تقدیم میکنم که در این برنامه پرویز یاحقی با صدای پرصلابتش مجری این برنامه هستند و اسداله ملک و استاد ایرج با حضور انوشیروان روحانی برنامه بسیار جالبی رو در اصفهان و افشاری اجرا میکنند
یاد بود این پست رو در این وبلاگ وزین که افتخار همکاری دارم دوباره معطوف کردم به انوشیروان روحانی و ویگن
آنچه که گفتنی بود در این مدت گفته و یادآوری شده.ناشنیده ها و نکات ریز و درشت همچنان باقیست که به مرور زمان،کوتاه در این وبلاگ درج خواهد شد
ترانه خزان آرزو!
ساخته انوشیروان روحانی که نخستین بار توسط بانو فهیمه خونده شده بود و بعد از اون پوران این اثر رو اجرا کرد و در نهایت ویگن با استادی تمام و با احساسی کاملا درخور این ترانه این اثر رو اجرا کرد.
نخست این ترانه رو که توسط خانم فهیمه اجرا شده بود به شما تقدیم میکنم
ترانه خزان آرزوها با همکاری فهیمه و انوشیروان روحانی
گام مینور تئوریک پیوند موسیقی ملی ایران با موسیقی کلاسیک:
توضیحی کوتاه راجع به این ترانه و ترانه های مشابه میدم که امیدوارم گفتار در این مورد بیجا نباشه.این ترانه در گام مینور تئوریک ساخته شده.آواز اصفهان که در این فواصل گامی میباشد موجب شده که گاهی مینور تئوریک با اصفهان ایرانی اشتباه گرفته بشه.گام دیگر که باز در آواز اصفهان ما بدرستی بکار گرفته شده و باز هم جز ردیف موسیقی ما درج نشده گام شور اصفهان هست که قبلا در این مورد اشاراتی شده بود.خیلی خلاصه در مورد شوراصفهان یا گام وصال اگر گفته باشم اینست که نصف این گام در اصفهان هست و نصف دیگر در فواصل شور که در همینجا صحبت رو کوتاه میکنم البته قصد ندارم فرق اصفهان و مینور رو هم بشما بگم چونکه بهرحال تکرار مکررات و همچنین تخصصی شدن این مطلب افتخاری برای من به شخصه نیست.اگر سوالی در این مبحث بود در کامنتها بفرمایید.اونچه که مسلم هست گام مینور تئوریک و میننور هارمونیک پلی هستند که ترانه های ایرانی رو به ترانه های اروپایی مشابه میکند و مقام اصفهان و بطور کلی گام مینور چنین خصوصیتی رو به موسیقی ملی ما میبخشد.گام ماژور نیز که همان مقام ماهور میباشد باز دارای چنین ویژگی بین موسیقی ملی وکلاسیک ایجاد میکند.با این تفاوت که در دستگاه ایرانی مثل اصفهان و ماهور ما به صورت مقامی پیش میرویم.
ترانه سلطان قلبها در گام مینور تئوریک اثری از روحانی.ترانه سپیده اثری از امین اله رشیدی در شوراصفهان.ترانه کاساچو که به افسانه برگها معروف هست اثری از الهه در گام مینور تئوریک.ترانه بستر غم از مهستی و همایون خرم در شوراصفهان. تعداد این نوع ترانه ها بسیار زیاد هست که این ابتکار مربوط به دوران بعد از رضا شاه کبیر تا سال ۵۷ میشود
کوتاه در مورد ویگن و سبک ویگن

اما اگر راجع به ویگن مطلبی گفته باشم جز این نیست که این شخص مرد اول و آخر جاز ایران بود.گامهای جاز کاملا با گامهای کلاسیک متفاوت هست و بسیار مشکلتر از گامها کلاسیک.ویگن علاوه بر اینکه به سبک آمریکایی مسلط بود و متدهای آمریکایی که به تبلچر معروفند،به دستگاههای ایرانی بسیار وارد و ورزیده بود.موسیقی پاپی که ویگن به عنوان پاپ ایرانی وارد عرصه موسیقی ملی کرد کاملا بر اساس و منطبق موسیقی ما بود و متاسفانه بعد از ویگن این سبک فراگیر نبود و پاپ ایرانی کاملا خارج شد و امروزه مشاهده میکنیم اونچه که عرضه میشه به پاپ شباهتی ندارد.همینطور جاز ایرانی.بعد از ویگن جاز ایرانی از بین رفت.مبتکر گامهای جاز ایرانی ویگن بود.گامهای جاز اصولا با اصول ساختاری موسیقی ملی ما سازگاری نداره اما گامهای جاز ایرانی که ویگن بر روی اونها کار کرده بود کاملا منطبق بر گوش شنونده ایرانی هستند.در مورد نوازندگی ویگن:ایشون یکی از نوازندگان ورزیده گیتار بودند.هنوز که هنوزه نوازندگان حرفه ای گیتار در ایران دست به گیتار آگوستیک نمیبرند.بدلیل اینکه اصولا سبک نوازندگی با آگوستیک بسیار حرفه ای هست.طرز نواختن ویگن به شیوه متداول گیتار نوازی که امروزه در ایران و اسپانیا که متد اسانیش و متد بلوز و سبک کلاسیک تدریس میشه نبود.آکوردهایی که ویگن میگرفت و حتی روش گرفتن آکورد بر فینگربرد گیتار کاملا متفاوت بود.و همچنین استفاده از پیک و یا پنجه نوازی که اینها همگی منحصر سبک ویگن بود و به روش آمریکایی که خب در ایران این روش تدریس نمیشه و طبیعتا نوازنده گیتار الکتریک و آگوستیک حرفه ای هم بوجود نخواهد اومد.ناگفته نماند که ویگن سبک جمشید شیبانی رو ادامه داد و این سبک رو در جاز ایرانی نهایتا به ثبت رسوند.
ترانه خزان آرزو رو با صدای ویگن و ویلن سورن به شما تقدیم میکنم.از اینکه این اثر ناقص هست من رو ببخشید.
ترانه خزان آرزو با هنرمندی ویگن
اثر دیگری از ویگن رو به عنوان نمونه ای از جاز ایرانی که مطابق گام جاز ایرانی ازقضا میباشد تقدیم شما میکنم.
ترانه زیبایی به سبک جاز از ویگن
مصاحبه کوتاه از انوشیروان روحانی که کاملا درخورد مطلب امروز هست به شما تقدیم میکنم

مصاحبه ویدئویی از انوشیروان روحانی
قطعه تصویری از استاد بی بدیل جاز ایران ویگن رو به شما تقدیم میکنم.

ویدئوی ترانه مهتاب در حضور آقای قریب افشار
ترانه فرانسوی La Boheme توسط اسطوره بی بدیل فرانسه شارل آزناوور اجرا شده.این اثر رو در این پست به شما تقدیم میکنم چرا که گام این اثر و آهنگسازی این اثر بسیار مشابه ترانه خزان آرزو هست.اشتباه گرفته نشه که ترانه خزان آرزو کاملا با ایده و فکری جدا آهگسازی شده و هیچ ارتباطی به یکدیگر ندارند.

******************La Boheme********************
در مطلب جدید این وبلاگ چند قطعه از اسداله ملک برای شما آماده کردم.
اولین مورد یک تصنیف هست.تصنیف دیگر چه خواهی با ویولن اسداله ملک و صدای مرحوم مهستی.
این قطعه رو از این جهت گذاشتم که تابحال کمتر مورد توجه قرار گرفته شده.در مایه شوشتری با شعری بسیار زیبا خونده شده که قابل توجه میباشد

دیگر چه خواهی(اسدالله ملک و مهستی)
در قسمت دوم کمی قصد دارم توضیحاتی از مرحوم ملک بدم چونکه برای برخی اشخاص ابهامی از لحاظ جایگاه اسداله ملک در موسیقی ملی ما بوجود اومده
جایگاه هنری و آکادمیک اسداله ملک
اولین یادآوری اینکه ایشون از اولین هنرمندان ما علی الخصوص هنرمند ویولنیستی که از همان ابتدا در هنرستان موسیقی ملی درس خوانده اند و درس ارکستراسیون رو در هنرستان توسط اولین استادان و موسس هنرستان موسیقی ملی یعنی روح اله خالقی و ابوالحسن صبا آموختند. و بعد از گرفتن مدرک دیپلم به دانشگاه هنر ثبت نام میکنند و در نهایت هم لیسانس موسیقی رو ایشون کسب میکنند.
از این لحاظ این مطلب عرض شد که از لحاظ علم و سواد موسیقی ایشون جز برترینها بودند و همونطور که گفته شد کمتر هنرمندی داریم و داشته ایم که تحصیلات آکادمیک رو گذرونده باشند.البته از این جهت اشتباه گرفته نشه که موسیقی و بخصوص نوازندگی به تحصیلات آکادمیک ربطی ندارد.زیبا نواختن و خوش نواختن و خوب آهنگ ساختن جوششی! میباشد.
اشاره بعدی اینکه ایشون سه سال هم در خود هنرستان موسیقی بعد از صبا به تدریس پرداختند و در همان 17 سالگی هم به رادیو راه پیدا کردند که ماجرای مفصل آن بارها گفته شده
((۴ دوره کتاب روح اله خالقی برای ویولن همان کتاب هنرستان موسیقی ملی بوده که بعد از انقلاب بدلیل منع شدن ویولن از ساز اول ایران این کتاب هم در هنرستان تدریس نمیشود))
** اسداله ملک در ضرب شناسی و ارکستراسیون فوق العاده قوی بودند چونکه یک دوره بسیار مفصل نزد حسین تهرانی فقط ضرب شناسی آموخته بودند.در نتیجه ما با ضربهای مختلفی سولوهای اسداله ملک رو شنیدیم.استفاده های تریوله ها و سیکسیوله ها و ضربهای ۸/۳ و ۱۶/۶ ریتمهای ۴/۳ بسیار متنوع.ریتمهای معروف به ۸/۶ سنگین که در اروپا به اسلو راک معروف هستند.
استفاده بسیار زیاد از ضربهای لنگ و مختلط که نمونه اون رو در پست قبلی گذاشتم.۴مضرابهای لنگ که من خاطرم هست یه آوازی با همکاری دلکش در سه گاه انجام داده بودند که نایاب هم هست با ۴ مضراب لنگ نوازندگی کردند.البته ناگفته نماند که استفاده از این ریتمها افتخار و بزرگی نیست بلکه زیبا درآوردن و زیبا نواختن اون هست که باعث میشه در این مورد درج کنم وگرنه آقایون بعد از انقلاب با سنتور و تار که اسم نمیبرم ضربهای لنگ بسیار نواختند که به مارش جنگی بی شباهت نیست و البته ضربهای مختلط هم واقعا سخت نیست و فقط به گوش نوازنده بستگی داره به همین سادگی وگرنه تئوری موسیقی تزریقی و کوششی نیست.بلکه اساس موسیقی جوششی هست.طبیعتا اونهایی که دل جوششی ندارند با کوشش بسیار هم نمیتونند موسیقی خوب ارائه بدند.
اسداله ملک همچون دیگر هنرمندان ما به خارج از کشور و در فستیوالهای معروف شرکت کردند.در ایتالیا.اسپانیا.فرانسه آقایان تهرانی و حسین ملک هم بودند و مقام اول موسیقی رو کسب کردند(این هم باز بگم که اشخاص بسیاری بعد از انقلاب ادعا میکنند که با کثافت کاریها که اسمش رو خلاقیت هنری گذاشتند و تلفیقهای نابجای موسیقی توانستند موسیقی ایران رو به جهان معرفی کنند و فقط اونها هستند که به خارج از کشور میروند و کنسرت اجرا میکنند و فستیوالهای مختلف شرکت میکنند.متاسفانه در هر زمینه ای که من نگاه میکنم چون قبل از انقلاب اصلا تبلیغات و بزرگ نمایی درکار نبود همیشه بسیاری از مسائل از دید پنهان بود یکی از اونها هم شناساندن موسیقی ملی به کشورهای مختلف بود که تلاش بسیار بسیاری انجام شد و ازقضا فقط همون دوره بود که کشورهای دیگر موسیقی ملی ما رو میشناختند و ارزش قائل بودند.تمامی هنرمندان ما در قبل از انقلاب در کشورهای متفاوت بسیار زیاد کنسرت دادند و حتی مقامهای بالا کسب کردند)متاسفم که اینها از دید پنهان مونده و با مقایسه خیلی ساده میتونم بگم بعد از انقلاب حتی یک هزارم شناساندن موسیقی ملی به کشورهای دیگر هرگز انجام نگرفت بلکه چهره موسیقی ما آشفته بیان شد و آش شوله قلمکاری شده که معلوم نیست که چیه! با دف و دهل و کوزه و تنبور و رباب و قالی و گلیم ،موسیقی ملی رو دریدند و همچنان میدرند
یادآوری کنم برنامه نوایی از موسیقی ملی که از رادیو پخش میشد به پیشنهاد و نظارت اسداله ملک اداره میشد و بعد از گلها یکی از بهترین برنامه سریالی شده موسیقی ملی ما هست.
بی دلیل نیست وقتی استاد گلپا به نوازندگی و آهنگسازی اسداله ملک قسم میخورد.بی دلیل نیست که سولو نواز آوازهای گلپا و ترانه های گلپا اسداله ملک بود.
سبکهای آهنگسازی و کوتاه در مورد نقش اسداله ملک در شیوه آهنگسازی:
در تاریخ موسیقی ملی ما چند متد آهنگسازی و ارکستراسیون بخوبی جا افتاد و مدتها پیروی شد.
اول سبک روح اله خالقی و کوشش کلنل وزیری در ارکستراسیون موسیقی ملی شد.اشاره به کنترپوان ها و فوگها و آثار استاد بنان
دوم شیوه گسترده مهدی خالدی بود.اشاره به آهنگسازیهای خالدی و ترانه ها از جمله دلکش
سوم شیوه تجویدی و همگام اون تربیت هنرمندان نوینی همچون هایده حمیرا و متد جدید تصنیف خوانی در این متد- معروفی،پرویز یاحقی و همایون خرم قرار میگیرند که هرکدام سبک خاص خود را دارند
چهارم شیوه آهنگسازی انوشیروان روحانی و لشگریها بود.مدت بسیار طولانی این شیوه ارکستراسیون در رادیو بخوبی پیروی میشد و میتوان گفت تمامی خوانندگان موسیقی ملی آثاری با این ارکستر و آهنگسازی آثار بسیار زیادی به جا گذاشتند و آهنگسازان دیگر هم تحت تاثیر قرار گرفتند همچون حبیب اله بدیعی.لشگریها عبارتند از بزرگ لشگری.جواد لشگری و منوچهر لشگری.به آثار الهه.رویا.یاسمین.پوران و مرضیه میتوان اشاره کرد
پنجم شیوه اسداله ملک و فضل اله توکل بود که بسیار تحول بزرگی موجب شد.این دو بزرگوار در دهه های متمادی تغییر سبکهای بسیاری هم دادند و چند دهه پیشتاز میدان بودند و باز آهنگسازان بسیاری تحت تاثیر این متد آثاری ارائه دادند.همچون همایون خرم و جهانبخش پازوکی و محمد حیدری.از ترانه های مهستی و گلپا گرفته تا سبک کوروس سرهنگ زاده و سبک محمودی خوانساری.ارائه سبکهای مختلف آهنگسازی توسط فضل الله توکل و اسداله ملک تا بعد از انقلاب هم حامی حفظ موسیقی ملی بود.آهنگسازیهای بهرام حصیری.ایرج.اکبر گلپایگانی.شیوه های جدید در ارائه آواز و ترانه که اینها در آثار این خوانندگان بزرگ قابل توجه هست.متاسفانه با فوت اسدالله ملک موسیقی ملی بطور کامل نابود شد و به ۱۰ سال میرسد که دچار رکود اساسی موسیقی و آثار هنرمندان نامی شده ایم.و از آهنگسازان و رهبران ارکستر برجسته همچون خرم و کیایی و فضل اله توکل و رهبری ارکستر مجلل استاد حسین دهلوی سالهاست که خبری نیست
چند نکته قابل توجه.شخصیت بزرگی چون همایون خرم به دلیل گستردگی آثار و خلاقیت به تمام این چند دسته تفکیک شده ملحق میباشد و حتی با ارائه سبکهای مختلف سردمدار ارائه این متدها میباشد و از نظر من بزرگترین آهنگساز تاریخ ایران بشمار می آیند.نکته بعد اینکه سبکهای حسین یاحقی ابوالحسن صبا در شیوه آوازسرایی و تنظیمات آوازی بیشتر قابل بحث میباشد.متد هوشنگ ظریف و فرامرز پایور، میلاد کیایی که بسیار هم نوین بودند و بسیار متین و شیوا به دلایل مختلف از جمله تفاوت در مسیر کاری و نگرش در موسیقی ملی جز دسته بندیهایی که به شخصه تفکیک کرده ام قرار نگرفتند.همچنین ارکستراسیون حسین دهلوی و علی معلم که گویای نگرش و مبحث دیگری در اراکستراسیون موسیقی ملی میباشد در این جرگه قرار نمیگیرند.
ترانه بزمی دل ای دل رو که در اصل کوروس سرهنگ زاده اجرا کرده است همراه با ویولن اسداله ملک تقدیم شما میکنم

یادبود شماره ۶ این وبلاگ مختص به اسداله ملک و منصور صارمی هست.

مرحوم صارمی از هنرمندان بسیار شیرین نواز سنتور هست و نکاتی که لازم به یادآوری میدونم اینست که آقای صارمی مدتی تحت نظر آقای احمد ابراهیمی که خودشون شاگرد استاد بنان بودند به دستگاهها و اصطلاحا ردیف موسیقی ملی آشنایی پیدا میکنند از همین طریق هم با استاد محجوبی آشنا میشوند و تحت تعلیم و کسب تجربه از حضور استاد محجوبی میشوند.این نکته یادم نره بگم که استاد صارمی کوک سنتور رو با کوک پیانو یکی میکرد و بخوبی میتونست حالتهای پیانو رو روی این ساز اجرا کنه.
ضمن این مطالب باید بگم که رابطه بسیار نزدیکی بین سنتور و پیانو هست و همچنین نکاتی که مشترک بین این دو ساز هست و الهام و متدهای بسیار خوبی میشه بخصوص از ساز پیانو به سنتور گرفت.همونطور که میدونید زمانی موسیقی ملی و ارکستر ملی ایران توسط خالقی و تلاش کلنل وزیری تاسیس شد ساز سنتور که تا حد بسیار قابل توجیهی همان کوچک شده ساز پیانو هست به عنوان نمادی از ساز باستانی ایران یعنی پیانوی ایرانی در ارکستر ملی جا گرفت. و مضرابهای سنتور همان نقش چکش رو روی سیمهای پیانو تداعی میکنند.از همین رو من به شخصه خودم معتقدم که وجه بسیار مشترکی از لحاظ احساسی تکنیکی و ظرافت بین سنتور و پیانو هست و نوازنده سنتور علی الخصوص بخوبی میتواند نه تنها از تکنیکهای سنتور به خودی خود بهره ببرد بلکه از ساز پیانو الهام بگیرد که منصور صارمی طبق مطالبی که دربالا ذکر شد این کار رو میکرد
مطمئنا متوجه شده اید که انس و شباهت نوازندگی سنتور استاد ورزنده و نوازندگی پیانوی مرتضی محجوبی چشمگیر هست.اکوردهای پر و نوع صداگیری از ساز و مقطع نوازی و اون شلوغ کاریهایی که در سبک این دو نوازنده دیده میشد.بهرحال نشون دهنده همنشینی نوازندگان در کنار یکدیگر و الهامی که دو نوازنده سنتور و پیانو از یکدیگر میگیرند
تاکید دیگری هم دوباره برخود استاد صارمی داشته باشم که ایشون نه تنها ۱۰ سال نوازنده سولوی سنتور و بداهه نواز حرفه ای محسوب میشدند بلکه سفرها و نوازندگی در در کشورهای کویت و ترکیه و اردن و پاکستان و دوبی که انجام دادند مورد توجه هست چرا که موجب شناسایی این هنرمند بزرگ و معرفی و آثار ساز سنتور به دیگر مناطق هست
من قطعه ای آماده کردم که از منصور صارمی برای هنردوستان موسیقی ملی تقدیم کنم.

قطعه ویدئویی از استاد صارمی و جهانگیر ملک
و اما جاویدروان اسداله ملک،من یک گفتار کوتاهی از استادم رو درباره منصور صارمی گفته بودند تقدیم میکنم.دیگه میدونید که حالشون خوب نبود و سال بعدش هم دیگه ایشون عملا در بستر بیماری بودند و بقیه هم نیاز به گفتن نیست.سال ۷۶ بود که دیگه کلاس من تموم شد و افسوس رو کسانی خوردند که نیمه کاره کلاسهارو رها کردند و یا پشتکار نداشتند و مرگ اسداله ملک رو ناباورانه در روزنامه خوندند.از بچه ها زیاد بودند الان به شدت احساس سردی و پشیمانی دارند و حتی ناخواسته از اسداله ملک جدا شدند.یکی از دوستان بود یادم میاد خب سنش کمتر بود و مجبور بود بره سربازی و زمانیکه برمیگرده که بخواد کلاس رو با ایشون شروع کنه همون شبش در روزنامه با حال بسیار شوکه میخونه که استاد ملک،یعنی فوت کرد!عکس در روزنامه و از دست دادن استاد جدی و برتر ویولن.

ویدئوی کوچکی از اسداله ملک درباره منصور صارمی
و در ادامه قطعه ای طنین انداز از کارهای اسداله ملک رو تقدیم شما میکنم.توضیحی بدم که این اثر در مایه سه گاه و مخالف اجرا شده یکی از بینظیرترین اجراهای اسداله ملک هست از لحاظ زیبایی خود این قطعه بداهه که به صورت مدرنی که از ابداعات پرویز یاحقی بود یعنی بداهه به شکل ترجیع بند! اجرا شده که همگی بداهه های اسداله ملک به همین شکل هست و ضمن اینکه این قطعه از لحاظ ریزه کاری و صدا گیری و قدرت بینظیر هست.جملات و تحریرهای تند و سلیس.یک گلیسه های خاصی این قطعه داره که من این اثر رو یکی از آثار بینظیر ایشون میدونم.خدا بیامرزه این مرد رو.من امروز که مطلب رو مینویسم پنجشنبه هم هست یه خیراتی امروز بخاطر استاد ملک دادم و یادش گرامی.
قطعه ای با ضرب مختلط در سه گاه(اسداله ملک_فضل اله توکل)
هدف در این وبلاگ و وبلاگهای دوستان من گفتار مطالب و نکات جدید و ایجاد احساس جدید در هر مطلب موسیقی ملی میباشد.و همچنین تجارب و نظرات شخصی اینجانب.گفتن بیوگرافی و یا نقل قول اساتید دیگر و استنادات مکتوب دیگر در سایتها و نشریات دیگر هم به قدرکافی یافت میشود.تکرار مکررات بر من و دوستانم جایز نیست.امیدوارم موفق بوده باشیم
ضمن قدردانی از وبلاگ مرغ سحر(باران) فرهاد اردکانی که معرف حضور هستند.وبلاگ گلها سعید انصاری.فرهاد رحیمی وبلاگ محترم استاد گلپا.آوای ایرج جناب دهدار.وبلاگ موسیقی ایران هنردوست فرهیخته جناب ادیب و علی شریفی از هم رده های محترم وبلاگ آوای گلپا.مدیریت وبلاگ مهستی.مرد گرانقدر آقای معتمدی وبلاگ وزین شاهدان و شبدیز و کامران گرامی از هنردوستان و هنرمندان خوش ذوق و علی از دوستان وبلاگ ایرج(گلهای آواز ایران)/ وبلاگ گلستان ارم که باید سپاس گفت
و مدیریت بسیار مهربون وبلاگ ملک که بی بهره نگذاشتند مارو
برای اینکه از قسمت یادبودها عقب نمونیم،دوباره یادبودی از انوشیروان روحانی رو با هنرمندی ارجمندی مثل رویا رو گرامی میدارم

پرتریت بسیار زیبای انوشیروان روحانی اثر آقای کسری کیایی فرزند ارشد استاد میلاد کیایی هست.این پرتریت حدود ۲۰ سال پیش در ایران مقام اول رو آورد.کسری کیایی هم اکنون در کانادا مقیم هستند و از طراحان بسیار ماهر ایران بشمار می آیند.طبیعتا از چنین پدری چنین فرزند هنرمندی هم درخور انتظار هست.در مورد هنر استاد میلاد کیایی و اصولا خانواده کیایی توضیحاتی در آینده خواهم داشت
ذکر این نکته رو ضروری میدونم که بانوان هنرمند ایرانی که اغلب کمتر از آنها تعریف و تمجید و نقدی شده رو من در اثر گوش دادن متمادی به آثار اونها و مهارت و تکنیک و تجربه اونها طبق سلیقه خودم در این وبلاگ عرض میکنم
۱.خانم رویا از هنرمندان خوش صدای رادیو و برنامه وزین گلها که به جرات میتوان گفت در تاریخ موسیقی ایران بینظیر هست
۲.بانو یاسمین
۳.مرحوم روحبخش
۴.بانو شمس
۵.بانو فرح
۶.خانم ناهید
۷.روح انگیز
۸.بانو پروین
که تمامی این هنرمندان از لحاظ لطات و حسن ترانه خوانی و حتی آوازی همچون پوران و الهه در نهایت قدرت درخشیده اند و آثار بی بدیل و بکری به جای گذاشته اند که من البته تعجب میکنم که چرا علی الخصوص از این هنرمندان ایرانی حرفی زده نمیشه و آثار اونها به گوش مخاطبان اهل ذوق رسیده نمیشه.لفظ بانو که بطور مصطلح به استاد خانم اطلاق میشود طی بررسیهای آهنگسازان بزرگی همچون روحانی و خرم و لشگری و به مراتب به عقیده من درخور این هنرمندان است و با این وجود فکر نمیکنم از لحاظ الگو و داشتن شخصیت زنانه در موسیقی کم و کاستی بوده باشه و این بانوان اسطوره موسیقی ملی هستند.بانوانی که در شخصیت زنانه هنرنمایی کردند
در مورد اینکه بر لفظ شخصیت زنانه پافشاری میکنم لازم میدونم که عرض کنم همچون شعر و ادب فارسی که فروغ فرخزاد الگوی نمونه یک زن و کاراکتر زنانه برای اولین بار در ادب ایران درخشید و جسارت بخرج داد، در موسیقی نیز بانوانی همچون حمیرا،پوران،الهه و مرضیه ودر پی آن ۸ هنرمندی که در اینجا نام برده شد به عنوان هنرمند زن ایرانی اظهار هویت کرده اند.به عقیده من و آنچه که به گوش ما مینماید اشخاصی همچون خانم وزیری،ملوک ضرابی،دلکش و امثالهم که بسیار خوش درخشیدند و خوش صدا هم بودند با اینکه جز اولین هنرمندان زن ایران بودند اما با شخصیت و ظرافت زنانه هرگز خودنمایی نکردند.مثل پروین اعتصامی در شعر و ادب ایران.اما اونچه که یک زن رو مانند فروغ فرخزاد و رویاها و حمیراها و مرضیه ها از جنبه دیگر مشهور میکند کاراکتر و اظهار شخصیت زنانه در هنر و ظرافت زنانه است!
در مورد خانم رویا طبیعتا از لحاظ بیوگرافی مطالبی از منابع مختلف میتوانید بدست بیاورید.اونچه که من درجایگاه خود میتوان بگویم اینست که ایشون هم اکنون در استان مازندران در شهر بابل زندگی میکنند و همچون جوانی که زیبایی ایشون زبان زد عام و خاص بود در این سن که بیش از ۷۰ سال دارند هنوز بانمک و خوش اخلاق و خوش چهره هستند.
در مورد خانم رویا باید عرض کنم اشخاصی که به ترانه خوانیها و فوت و فن های اون دقت دارند به مراتب متوجه شده اند که سبک رویا و یاسمین و اشخاص گفته شده در بالا در یک سبک هست و از شیوه خاصی در ترانه خوانی و لطافت خاصی در کار برخوردارند که اینها همگی از مکتبیست که آقایان جواد لشگری و بزرگ لشگری بنا نهاده بودند و این دو استاد بی بدیل ویولن و رهبر ارکستر ایران در تربیت این هنرمندان از جمله الهه و پوران و متد آهنگسازی و ترانه و تصنیف خوانی اصلی ترین عامل بودند و این موضوع شاید به دقت خیلیها نرسیده بود.اما لشگریها با اینکه پشت پرده بیشتر فعالیت داشتند اما خدمات بسیار بزرگی به هنر موسیقی کردند و این هم یکی از آنها بشمار میاد
پس جای داره در درجه اول به جایگاه و خدمت جواد لشگری و بزرگ لشگری اشاره بشه و قدر دانی بشه.و تمامی این خوانندگان که دست پرورده لشگریها هستند همگی با آهنگسازی روحانی دست و پنجه نرم کردند و آثار بسیار نوینی بجای گذاشتند.که این یک پله گام ترقی محسوب میشود در ارائه ترانه و تصنیف
لازم به تاکید میدونم که همونطور که دقت کردید همکاریهای برجسته حمیرا و پرویز یاحقی،پوران و عباس شاپوری زبان زد خاصی در موسیقی داشته و هنرمندانی هستند که منحصرا برای شخصی خاص مایه میگذاشتند و اشخاصی که اهل هنر هستند میدونند که رویا منحصرا با استاد بدیعی کار میکرده و حبیب اله بدیعی کارهای منحصر بفردی رو با رویا به ثبت رسونده و موجب شهرت این خواننده و باز ماندگاری این همکاری منحصر شده.پس این مثلث هم کامل شد.یعنی حمیرا و پرویز یاحقی/پوران و مرحوم شاپوری/رویا و حبیب اله بدیعی! میتوان گفت بیش از ۹۰٪ آثار رویا از ساخته های استاد بدیعی بوده و معیار خوبیست برای اشخاصی که بر سبک آهنگسازی و حس آهنگسازی هنرمندی خاص تمرکز و تحقیق میکنند.(در این مورد پستی جداگانه در نظر گرفته خواهد شد)
پیشتر به سبک آهنگسازی انوشیروان روحانی و حس آهنگسازی او به طور مستند از ترانه های ایشون به خصوص در دستگاه اصفهان و دشتی اشاره کردیم.
اثری بینظیر از انوشیروان روحانی رو که با همکاری رو یا اجرا گردیده تقدیم شما میکنم.
نکته ای که بارها تاکید میکنم و باجسارت تکرار میکنم نقش پیانو در موسیقی ملی ایران هست.اساس ارکستر و ریشه هر نوع موسیقی ملی و جهانی بر دو ساز تکیه دارد.یکی پیانو و دیگری ویولن.از زمانیکه نام موسیقی ملی دایر شد و طی این صدسال موسیقی ملی شکل گرفت و نت نویسی و تدوین آکادمیک موسیقی ایران برپا شد.پیانو و ویولن و تار اصلیترین ساز ایرانی! و اصلی ترین ساز ارکستر ملی ایران توسط خالقی و کلنل وزیری معرفی شد.تعجب میکنم از اشخاص بیسوادی که حرف از سازهای غربی میزنند! فکر میکنم هنوز نمیدونند بخوبی که تعریف موسیقی ملی و اصیل ایران چیه! پیانو و ویولن جز سازهای کاملا ایرانی هستند و اصالت اون هم برمیگرده به تاسیس موسیقی ملی ایران یعنی ۱۰۰ سال پیش.تاریخ موسیقی ملی ایران ۱۰۰ ساله است و نه بیشتر.سازهای محلی و قدیمی ایران الزاما جز سازهای موسیقی ملی نیستند و به حساب نمی آیند.
بااینحال انوشیروان روحانی مرد اول موسیقی ملی ایران آثار بسیار زیادی از آهنگسازیهای لطیف خودشون و همچنین نوازندگی شیرین خود برجای گذاشتند که به مراتب از این آثار و این شخصیت فرهیخته توضیح داده میشود.
ترانه والس (ریتم ۴/۳)- تو مرو- با همکاری انوشیروان روحانی و رویا
سولوی پیانو-انوشیروان روحانی در دستگاه همایون
ترانه چلچه که خانم رویا در نهایت زیبایی اون رو اجرا کردند رو به شما تقدیم میکنم.واقعیتش نمیدونم آهنگسازی این ترانه توسط چه کسی بوده اما یک ترانه بسیار زیبایی هست و با طراوت و از نظر محتوا و شعر و مایه به ترانه گل اومد بهار اومد ساخته مرحوم شاپوری و پوران بی شباهت نیست
یادمان باشد
اگر در خورد شکستیم
صدایی نکنیم!
اصالت آواز ایران(ادیب خوانساری)/افتخار آواز ایران شاگرد وفادار(اکبر گلپایگانی)

اینبار من متاثر از وبلاگ استاد گلپا و این شخصیت محترم فرهاد رحیمی صلاح دیدم یک قطعه ویدئویی قدیمی که البته من از یک برنامه ماهواره ای چند سال پیش ضبط کردم و این بزم معروفیست که میلاد کیایی هنرمند فرهیخته ایران در منزل خودشون در کنار هنرمندان بزرگ تدارک دیده بودند،قرار بدم
من از این تعجب میکنم که چرا هنرمندان ما واقعا آثار خودشون رو ندارند و متاسفانه خود آقای کیایی این برنامه رو اصلا نزد خودشون ندارند که من مجبورم همونطور که ضبط کردم و به صورت نصفه و نیمه در اختیار شما بذارم
ببینید دوستان البته احتمال میدم این برنامه رو دیده باشید اما به یاد داشته باشید که بزمهای هنرمندان چنان شور و صفای خالص دوستانه ای دارد که کمتر کسیست که تحت تاثیر قرار نگیرد.فضایی از تواضع.فضایی از عشق و شور.فضایی از دلسوختگی و یکدلی هنرمندان
در این ویدئو که هنرمند باذوق و خوش صدایی همچون مهدی بهزاد پور ترانه معروفی از گلپا میخواند در این ویدئو مشاهده میکنیم که به پای گلپا و دلکش گل میریزند و همه به افتخار او ازجا برمیخیزند و اساتید والا مقامی چون تجویدی و معینی کرمانشاهی از گلپا استقبال میکنند.
صفای گلپا تواضع گلپا و موسیقی گلپا اسطوره تکرار نشدنی هنر و فرهنگ ایرانیست
لازم به تذکر هست نوازنده سنتور میلاد کیایی/ نوازنده ویولن مرحوم استاد سیاوش زندگانی(باید مفصل در موردش بنویسم)/نوازنده تنبک هم از هنرمندان بسیار معروف هستند که هرچی فکر میکنم اسم ایشون رو با چند تا از دوستان دیگر اشتباه میگیرم که متاسفم! به یاد ندارم.
دلسوختگی این بزم مربوط به انزوای هنرمندان از جمله انزوای گلپا و محکومیت و ممنوعیت صدای گلپا به طراوت آوازیست.حتی در این بزم هم گلپا معذور به خواندنست.سکوت.سکوت.سکوت
برمزار پرویز یاحقی نوشته:
اگرچه حادثه بی گاه و بس غم انگیز است
زمرگ،عارف آزاده را چه پرهیز است
خدای هم که به جانها سرود مستی خواند
یقین بدان زگذزگاه ساز <پرویز> است
از آخرین عکسهای استاد پرویز یاحقی

اینبار به عنوان اینکه یاد مرحوم پرویز یاحقی رو گرامی بدارم در این پست وبلاگ و تاثیر شیوه نوازندگی او برموسیقی و مخاطبان موسیقی و حتی نوازندگان صاحب سبک قصد دارم قسمت کمیاب و شیرین و کوتاهی از بداهه نوازی اسداله ملک رو که به سبک و یاد استاد یاحقی نواخته به شما تقدیم کنم.واقعا خدا اسداله ملک رو بیامرزه.گفتنیها بسیاره.این مرد هرطور که بوده نوازندگی کرده.سبک کافه ای در ترانه ها و سبک نرم و رمانس و حالا بخاطر پرویز یاحقی و یاد این هنرمند به سیاق پرویز یاحقی خیلی کوچک در محفلی دوستانه در کنار هنرمندان از جمله ایرج و فضل اله توکل نواخت
یه توضیح کوچک داده باشم که آرشه ملک بسیار تیز و قوی و شیشه ای هست یعنی صدای ساز اسداله ملک.اما در این سبک ایشون با آرشه ای کمی لطیف و ضعیفر و تحریرهای ریز و ویبره های لرزان و خاص و جمله بندیهای پرویز یاحقی مینوازد.این نشان دهنده اینست که خود پرویز یاحقی چقدر بر نوازندگان بزرگ صاحب سبک مانند ملک و بدیعی تاثیر گذار بوده و همواره ویولنیستها گوش خود را با نغمات یاحقی نوازش داده اند و خو گرفته اند
یاد آن استاد فرزانه ملک جانم به آتش میکشد
خدا واقعا بیامرزه تو رو مرد
بداهه ای از مرحوم ملک به شیوه و یاد پرویز عباس میرزایی بروجرد کمره سفلی متولد ۱۳۵۳ در تهران










فرید فرجاد
سیاوش زندگانی




استاد حسین یاحقی


































اینجانب عباس میرزایی با تیم مجرب و متعهد کلیه امور ساختمانی و تعمیرات را در سرتاسر تهران و حومه انجام می دهم با قیمت منصفانه و در اسرع وقت